close
تبلیغات در اینترنت
آخرین دست نوشته شهید جمران ساعاتی قبل از شهادت
  • مکان بنر شما در

  • موضوعات
    • تصاویر
    • نوشته ها
    • کلیپها
    • رهبروانقلاب
    • وصیت نامه ها
    • خاطرات
    • متفرقه
    خبرنامه
      براي اطلاع از آپيدت شدن پایگاه در خبرنامه عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    مطالب تصادفي
    پیشنهاد پایگاه

      کدپیشواز:


      شهداشرمنده ایم :771444


      عظمت ایران وشهدا:31660


       کلیپ وفیلم:


      کلیپ زیباازشهدا:دانلود


      فیلم لیلی بامن است:دانلود


      نرم افزار:


      سرداران دفاع مقدس:دانلود


      بهای دانلودازپایگاه:صلوات



    دوستان پایگاه

      مسابقه وبلاگ نویسی شهدای شهرستان فردوس

    لینکستان پایگاه
    نوای مقدس
    پیام پایگاه:


    به پایگاه شهدای فردوس خوش امدید

    شمامیتوانیددراین پایگاه تمامی اطلاعات لازم درباره شهدای شهرستان فردوس رامشاهده نمایید.

    همچنین اگرخاطره،عکس ،فیلم و... درباره شهدا به خصوص شهدای فردوس دارید میتوانید برای ماارسال کرده تابانام خودتان درپایگاه به نمایش دراید.

    من الله توفیق 

    فرمانده پایگاه:سیدمهدی


    اطلاعیه ویژه:السلام علیک یااباعبدالله حسین


    محرم آمد و دلها غمین شد/غم و عشق وبلا با هم اجین شد

    حسین آماده بهر جانفشانی است/دوباره فاطمه قلبش حزین شد


    پایگاه شهدای فردوس فرارسیدن ماه محرم راتسلیت عرض مینماید

    درباره : تصاویر , متفرقه ,
    بازديد : 87 | تاريخ : پنجشنبه 09 آبان 1392 زمان : 13:28 |

    چگونه دکتر چمران از شهادت خود مطلع است واینچنین مینگارد!! ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، چند لحظه بیشتر با قدرت واراده صبور وتوانا باش. به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیقوابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید

     

    مجاهدی خستگی ناپذیرکه نامش هنوز زینت بخش میدانهای جنوب لبنان و جنوب ایران است . باید مصطفی را درگفتار جوان ۲۲ساله ای جستجو کرد که درآمریکا متولد شده ودرپی یافتن خود با روح بلند وعاشق این مردبزرگوار آشنا شده وازآن پس باشنیدن نامش اشک فراق درگوشه چشمانش حلقه میزند.

     

    نیایشهای عارفانه شهید چمران دل هرخداترسی رابه لرزه ای وا میدارد تا بداند عشق نه این بازیهای خیابانی است و نه افسانه های اساطیری ,بلکه تعالی روح بشر است به معشوقی که دل دادگی مطلق ازآن اوست .
    مجاهدی خستگی ناپذیرکه نامش هنوز زینت بخش میدانهای جنوب لبنان و جنوب ایران است . باید مصطفی را درگفتار جوان ۲۲ساله ای جستجو کرد که درآمریکا متولد شده ودرپی یافتن خود با روح بلند وعاشق این مردبزرگوار آشنا شده وازآن پس باشنیدن نامش اشک فراق درگوشه چشمانش حلقه میزند.متن زیرمناجاتی به یادگارمانده ازاین عارف جاودان است که پیش ازشهادتش به نگارش درآمده است .
    بسم الله الرحمن الرحیم
    من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد، و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است، و می بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند، علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است ، و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است .
    درد دل آدمی را بیدار می کند ، روح را صفا می دهد ، غرور و خود خواهی را نابود می کند. نخوت و فراموشی را از بین می برد ، انسان را متوجه وجود خود می کند .
    انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند ، فراموش می کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است ، فراموش می کند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمی پاید، فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود ، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود ، به پیش می تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی شود. اما درد آدمی را به خود می آورد ، حقیقت وجود او را به آدمی می فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درک می کند و دست از غرور کبریایی برمی دارد ، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می فهمد و آن را توجه نمی کند .
    خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم .
    خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است .
    خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخشودنی است .
    خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد ، شرف ندارد .
    خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم .
    خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق وبرق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند .
    خدایا من کوچکم ، ضعیفم ، ناچیزم ، پر کاهی در مقابل طوفانها هستم . به من دیده عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم .
    ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت ، با همه مظاهر جلال و جبروت ، با همه کوهها و آسمانها و دریاها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم . با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم. ای پاهای من ، می دانم شما چابکید، می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید ، می دانم فداکارید ، می دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آئید ، اما من آرزوئی بزرگتر دارم ، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم ، به حرکت در آئید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید .
    این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها ونقشه ها وامیدها ومسئولیتها  را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید .ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید . شما سالهای دراز به من خدمت کرده اید ، از شما می خواهم که در این آخرین لحظه نیز وظیفه ی خود را به بهترین وجه ادا کنید .
    ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی ودقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین وهوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، چند لحظه بیشتر  با قدرت واراده صبور وتوانا باش.
    به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق وابدی آرامش خود را برای همیشه  بیابید وتلافی این عمر خسته کننده واین لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد.
    دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.
    خدایا! وجودم اشک شده ، همه وجودم از اشک می جوشد ، می لرزد ، می سوزد و خاکستر می شود. اشک شده ام و دیگر هیچ ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم واز وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان وفداکاری از آن سرچشمه بگیرد .
    خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راهها بسته است و هیچ  راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است مسح توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدائی رسید.



    برچسب ها : شهیدچمران , وبلاگ شهدای فردوس , شهیدفردوس , شهدای شهرستان فردوس , وبسایت شهدای فردوس , پایگاه شهدای فردوس ,
    نويسنده : سیدمهدی | نظرات ()

    مطالب مرتبط
    ارسال نظر براي اين مطلب

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    پایگاه شهدای فردوس

    پيامک دوستان به پایگاه
        فاطمه رشيدي از ابهر:هر کي دستت رو گرفت لزوما دوستت نيست ! شايد تو حرکت بعدي ، پاشو گذاشت رو شونت و رفت بالا» …
        بهروز سعادتي از بابل:روزگاريست که شيطان فرياد ميزند«ادم پيدا کنيد سجده خواهم کرد» …
        رويا نادري از چابهار :آتش از اندوه هجران بهتر است بي قرارم کردي و گفتي صبوري بهتر است من نمي دانم کجا خواندم که يادم داده است ؟يار وقتي در کنارت نيست کوري بهتر است …
        سجاد آذرمي از تپراق کندي :نفسم مي گيرد، در هوايي که نفس هاي تو نيست...
        ستاره خانم از مرودشت :از اين ميسوزم که تو هم مرا نشناختي آري تو ... تو!؟ پس ميرم جايي که ديگر دوستي نباشد تا قلبم را بدرد آورد...تقديم به سونياي عزيزم
        زينب محرمي از پارس آباد مغان : يادت اي دوست بخير...بهترينم خوبي؟خبري نيست ز تو دل من ميخواهد که بداني بي تو اندازه دنيا تنگ است.
        زينب محرمي از پارس آباد مغان : حق الناس هميشه پول نيست گاهي دل است دلي که بايد ميدادي و ندادي...
        ستاره خانم از مرودشت : کوروش ميگويد : بودن با کسي که دوستش نداري و نبودن با کسي که دوستش داري همه اش رنج است پس اگرهمچون خود نيافتي مانند خدا تنها باش.
        زينب محرمي از پارس آباد مغان : سرنوشت ما چنين بود:''ما به دنيا آمديم اما دنيا به ما نيامد...
        عاليه از شيراز : اي قطار راهت را بگير و برو نه کوه توان ريزش دارد و نه ريز علي پيراهن اضافه روزگار ديگريست
        نجمه از بندر عباس : تو مرا ياد کني باورت گر بشود گر نشود حرفي نيست اما نفسم ميگيرد در هوايي که نفسهاي تو نيست .
        علي از ميمند : احساس سوختن به تماشا نميشود...آتش بگير تا که بداني چه ميکشم.
        سامان سعيدي از کرج : با هر که نشستم دلش نشکستيم بر جام مي و ميکده مردانه نشستيم هر چند که اين جام پر از جور و جفا بود خورديم ولي حرمت دوستي نشکستيم

        پيامک هاي خود را براي ما ارسال نماييد
        تا با نام شما در پایگاه قرار دهيم لطفا
        اخر پيامک نام و اسم شهر خودتون رو
        ذکر کنيد shohada-ferdows.rzb.ir
    اطلاعات
    درباره سايت
      پایگاه شهدای فردوس: پایگاه اطلاع رسانی شهدای شهرستان فردوس
    نظرسنجي
      آخرهفته میری سرمزارشهدا؟



    آرشيو
    سنگرپشتیبانی

       پست دیدبانی:


      shohada-ferdows@gmail.com

      وضعیت یاهو مذهبی


      رتبه پایگاه


      Pagerank: 0
      پیج رنک گوگل
    سنگراطلاعاتی
    تبليغات متني

    تمامی حقوق برای پایگاه شهدای فردوس محفوظ می باشد.